
به گزارش تابناک از استان ایلام، هشتم فروردینماه برابر با ۲۸ مارس، یادآور اشتباه مضحک و خونین ارتش آمریکا در اواخر جنگ جهانی دوم است.
دولت مغرور آمریکا، ارتش خود را فدای یک پیروزی روی کاغذ کرد. دولت آمریکا که با کامیکازههای ژاپنی (بخوانید پهپادهای انتحاری ایران امروز)، گیج شده بود، به جای قبول شکست از اراده یک ملت، برای اعاده حیثیت نظامی، قصد تصرف جزیره آتشفشانی ایووجیما را داشت.
این جنگ، یکی از خونینترین نبردها در جنگ جهانی دوم بود و تعداد کشتهشدههای آن، حدود ۲۰ هزار نفر از ۲۱ هزار نیروی ژاپنی و تقریبا ۷ هزار تفنگدار دریایی تخمین زده شده است. پس از پایان این جنگ، ارزش استراتژیک جزیره ایووجیما، تا حد زیادی زیر سؤال رفت.
رهبران ارتش آمریکا، حملهای را به این جزیره برنامهریزی کرده بودند و عقیده داشتند که این حمله، چند روزی بیشتر ادامه نخواهد داشت. با این حال، ژاپنیها مخفیانه و با استفاده از چشمانداز کوهستانی ایووجیما و جنگلهای آن منطقه، مواضع توپخانه را پنهان و برای دفاع از این جزیره، برنامهریزی کردند.
اگرچه نیروهای متفقین به رهبری آمریکاییها ایووجیما را با بمباران هوایی و تیراندازیهای سنگین از طرف کشتیهایی که در سواحل جزیره مستقر شدهاند مورد حمله قرار دادند، اما استراتژی تدوینشده توسط تادامیچی کوریباایاشی ژنرال ژاپنی باعث شد تا نیروهای کنترلکننده، خسارتهای کمی را متحمل شوند.
در هنگام اشغال جزیره، تفنگداران جوان امریکایی در دام ارتش کمین ژاپن افتادند. یعنی نیروهای ژاپنی در انتظار آنها به سر میبردند. آمریکاییها تصور میکردند که بمباران قبل از ورودشان به جزیره، آنچنان مؤثر بوده که دفاع ژاپنیها را در آن منطقه مختل کرده است. این در حالی بود که عدم نشان دادن واکنش آنی و دفاع لحظهای، بخشی از برنامههای کوریبایاشی، ژنرال ژاپن بود.
با پیشروی نیروهای آمریکایی به سواحل ایووجیما، آتش توپخانههای پنهانشده ژاپنی به دستور کوریبایاشی بر روی تفنگداران دریایی باز شد و به دلیل موقعیت جغرافیایی این توپخانهها، پیشروی نیروهای آمریکایی متوقف شد و در پی این حمله، تلفات قابلتوجهی به بار آمد.. برخی منابع، تلفات ارتش امریکا را نزدیک به ۷ هزار کشته تخمین زدهاند.
ژاپنیها نیز متحمل خسارتهای بزرگی شدند که از جمله آنها میتوان به کاهش و تضعیف منابع نظامی، مواد غذایی و نیروهای انسانی اشاره کرد. استراتژی رهبری کوریبایاشی، بیشتر دفاع از طریق حملات پنهانی و با پوشش تاریکی بود. این تاکتیک با اینکه موثر بود، اما فقط در زمان اتفاقات پیشبینیشده قابل استفاده به نظر میرسید و نیروهای ژاپن را در برابر حملات و شرایط از پیش مشخصشده به پیروزی میرساند.
فقط چهار روز پس از شروع جنگ، تفنگداران آمریکایی کوه سوریباچی در ضلع جنوبی ایووجیما را محاصره کرده و پرچم آمریکا را بر روی آن به احتزاز درآوردند. همان پرچمی که به روایت سکانس پایانی فیلم «حرامزادههای لعنتی» تارانتینو، نماد فساد تمامی نیاکان آمریکاییها است. (نظر تارانتینو این است نه من)
نصب پرچم، به دستور مقامات امنیتی توسط آسوشیتدپرس، به تصویر کشیده شد و همین عکس بعدها جایزه پولیتزر را به خود اختصاص داد، تا سندی برای پیروزی و افتخار آمریکاییان باشد!.
در حالیکه دو گروه از نیروهای ژاپنی در غارهای این جزیره پنهان شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۴۹، تقریبا چهار سال پس از پایان جنگ جهانی دوم تسلیم شدند. در پایان، نه ارتش و نه نیروی دریایی آمریکا نتوانستند از ایووجیما به عنوان منطقه استراتژیک در جنگ جهانی دوم استفاده کنند.
کلینت ایستوود بازیگر و کارگردان آمریکایی، در سال ۲۰۰۶ دو فیلم درباره وقایع ایووجیما با نامهای پرچمهای پدران ما و نامههای ایووجیما ساخت. این دو فیلم که به نوعی مکمل هم نیز هستند، هریک جنگ خونین ایووجیما را از دیدگاه یکی از طرفین این نبرد به تصویر میکشد.
اما ترامپ نه علاقهای به تاریخ دارد و نه هالیوود.
صد البته، ایران هم، ژاپن نیست. هزینه بیگانگی ترامپ با تاریخ گذشته و دلاوران ایرانی، پرچمهایی است که بهزودی برای بدرقه هزاران تابوت کابویهای جوان خود باید سفارش دهند.
در طی این نبرد که ۳۵ روز طول کشید از مجموع تقریباً ۲۱٬۹۰۲ نظامی ژاپنی موجود در جزیره ۲۰٬۷۰۳ نفر کشته شدند و ۲۱۶ نفر به اسارت تفنگداران دریایی آمریکا در آمدند. تلفات نیروهای امریکایی شامل ۶٬۸۲۱ نفر کشته و ۲۶٬۵۰۴ نفر مجروح بوده است.
ایران در نبرد کمین، با پهپاد و موشک، میتواند بدون تلفات جنگ رو در رو، آمریکاییها را در تاریکی شکار کند.
هومن ظریف
انتهای پیام/