«ماه فیروزان» روستایی در ۸۰۰ متری شهر شیراز با جمعیتی بیش از شش هزار نفر که نه به نقره گونی ماه می ماند و نه به سبزی و جذابیت فیروزه شباهتی دارد، با انبوهی از مشکلات ریز و درشت و کوچه پس کوچه هایی غرق در گل و لای و جمعیتی مهاجر که بزهکاری و آسیب های اجتماعی را دو چندان کرده اند دست و پنجه نرم می کند.
کد خبر: ۱۰۲۳۳۶۴
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۴ 19 January 2022

تابناک فارس به نقل از شیرازه: وقتی به دعوت یک گروه جهادی برای بازدید از یکی از روستاهای محروم دعوت شدم انتظار سفری چند ساعته و مسافت طولانی داشتم، زمانی که با گذشتن از آخرین خیابان‌های بلوار نصر شیراز چشمم به تابلو روستا افتاد نگاهی به ساعتم انداختم، درست ۱۵ دقیقه از مرکز شهر شیراز و 2 دقیقه از خروجی شهر با روستا فاصله بود روستایی که نام زیبایش نقره گونی ماه تابانم و درخشش و جذابیت سنگ قیمتی فیروزه را به ذهن متبادر می‌کند.

«ماه فیروزان» روستایی در ۸۰۰ متری شهر شیراز که نه به نقره گونی ماه می ماند و نه به سبزی و جذابیت فیروزه شباهتی دارد.

وارد روستا که شدیم حجت الاسلام شیر احمدی امام جماعت محله به استقبال مان آمد تا به همراه وی چرخی در روستا و کوچه پس کوچه هایش بزنیم تا به قول اهالی به عمق فاجعه پی ببریم.

از همان ورودی روستا با جاده‌ای باریک و آسفالتی تخریب شده و پرچاله و چوله مواجه شدیم که دو طرف جاده پر از زباله هایی بود که چهره روستا را بیش از حد نازیبا کرده است. به گفته امام جماعت روستا چندین سال از آخرین بهسازی آسفالت این مسیر می‌گذشت آسفالتی که تنها در خیابان اصلی و چند کوچه ابتدایی روستا به چشم می خورد و پس از آن با صحنه های مواجه شدیم که تاسف مان را دو چندان کرد.

آخر مگر میشود زیر گوش سومین حرم اهل بیت باشی و در نهایت محرومیت به سر ببری؟

با چند تن از اهالی محل صحبت کردیم هرکدام گلایه‌های بسیاری از نبود امکانات، بی توجهی مسئولین به این روستا و عدم همکاری مردم و مسئولان محلی سخن گفتند.

شیر احمدی که پس از بارها پیگیری از سوی متولیان امر، دل از همکاری مسئولان دولتی کنده بود، حالا تنها روزنه امیدش را همت گروه جهادی می دانست که قرار است در محرومیت‌زدایی این روستا گام های موثری بردارند.

با اهالی که همکلام شدیم درد دل ها و گلایه های شان مثنوی هفتاد منی بود که فقط هزار و یک شب شهرزاد را نیاز داشت که تا انتها شنیده و دیده شوند.

سلیمانی که از اهالی قدیمی ترین کوچه ماه فیروزان است وسط کوچه با بیلی که در دست داشت مشغول تخلیه و هدایت آب باران از گودال جلو منزلش بود که با دیدن گروه تصویربرداری ما سر درد دل هایش باز شد و گفت: اکنون ۱۳ سال است که به بنیاد مسکن استان، شهرداری، فرمانداری و دیگر نهادهای مربوطه مراجعه می‌کنیم و از آنها درخواست رسیدگی به وضعیت این کوچه‌ها را داریم چرا که با هر بارش باران در فصول سرد گل و لای تمام زندگی مان را می‌گیرد و در فصل تابستان و بهار گرد و خاک امانمان را بریده است هر بار که مراجعه می‌کنیم کمبود بودجه را بهانه کرده و از یک بازدید ساده هم سر باز می‌زنند.

در ادامه با امام جماعت مسجد به دیگر مناطق روستا سر زدیم و در مسیر با کوچه هایی برخورد کردیم که حتی حرکت ماشین را کند و غیر ممکن می کرد و راننده مجبور می شد همان مسیر را دنده عقب برگردد. بارندگی وضعیت کوچه ها را بسیار اسفبار کرده بود گل و لای و چاله های پر از آب تردد را برای اهالی سخت کرده به گونه‌ای که رهگذران برای عبور می بایست به دنبال مسیر خشکی بگردند تا کمتر لباس و کفش هایشان کثیف شود.

خانم جوانی را به همراه یک پسر بچه و زن میانسال دیدیم که کنار جاده ابتدای روستا منتظر رفتن به شهر بودند، آنها نیز نبود اتوبوس خط واحد یا تاکسی در روستا را یکی از معضلات بزرگ مردم منطقه عنوان کردند و زن جوان ادامه داد:خط واحدی که از شهر شیراز به سمت ماه فیروزان می آید فقط تا سر جاده مسافران را می آورد و مسیر سر جاده تا روستا که مسیر مناسبی نیست ما باید یا پای پیاده بیایم که مسیری طولانی است یا مجبوریم با سواری های شخصی که اکثراً نا امن و غیر قابل اعتماد هستند به سمت روستا بیایم از او پرسیدم چرا اتوبوس به داخل روستا نمی آید؟ زن جوان گفت :چون مسیر جاده باریک و آسفالت نامناسبی دارد هیچ یک از رانندگان قبول نمی کنند که به روستا وارد شوند و بارها این مسئله را با شهرداری در میان گذاشته ایم اما هنوز هم حل نشده است.

زن میانسال ادامه داد: گاهی مجبور هستیم برای حفظ امنیت بیشتر خانواده به صورت چند نفره به شهر برویم چرا که اهالی این روستا تنها متعلق به همین محل نیستند بلکه اینجا یک روستای مهاجر پذیر است که از سراسر استان فارس و حتی استان های دیگر در آن زندگی می کنند اینجا حتی یک کلانتری و یا نیروی انتظامی برای حفظ امنیت ندارد و مأمنی شده برای خلافکاران.

این بانوی میانسال ادامه داد: هر روز باید شاهد سرقت، فروش مواد مخدر، حضور معتادان بی خانمان و بسیاری از بزهکاری های دیگر باشیم و این نا امنی ها یک طرف و وضعیت بهداشت و سلامت مردم از یک سو زندگی ما را تهدید می کند.

زن میانسال درست می گفت، در طول مسیر از هر کوچه پس کوچه ای که عبور می کردیم سر کوچه ها و جلو درب منازل و حتی در زمین‌های مسکونی ساخته نشده پراز زباله ها و پلاستیک های زباله ای بود که پاره شده و بوی تعفن کل محله را برداشته است.

یکی از اهالی با ابراز گلایه از دهیار روستا و شهرداری گفت: سه روز در هفته ماشین جمع آوری زباله به روستا مراجعه می‌کند اما ساعت ورود آنها آنقدر نامناسب است که هیچ‌یک از اهالی بیدار نیستند تا زباله های خود را به موقع و سر وقت تحویل دهند به همین خاطر مجبور هستند زباله را در کوچه رها کرده و تا وعده ی بعد که مجدد ماشین جمع آوری زباله می آید گربه های ولگرد و سگ و حیوانات با پاره کردن کیسه های زباله تمام محل را به گند می‌کشند.

 

ساعت حضور ماشین های جمع آوری زباله را که پرسیدم گفتند: ساعت سه تا پنج بامداد و معمولاً دو یا سه روز در هفته در روستا حضور دارند و این درست زمانی است که همه در خواب هستند و قادر به گذاشتن زباله های شان و تحویل به ماشین زباله نیستند و همین امر موجب نا زیبا شدن چهره روستا، به خطر افتادن سلامت اهالی محل و زیاد شدن سگها و حیوانات ولگرد شده است.

برای اطلاع از اقدامات بهداشتی و اینکه خانه بهداشت و متولیان سلامت در روستا چرا تاکنون به این مشکل رسیدگی نکرده اند به همراه حجت الاسلام شیر احمدی راهی خانه بهداشت روستا شدیم.

خانم امیری مسئول خانه بهداشت ماه فیروزان که از وضعیت نابسامان روستا، سگ‌های ولگرد، زباله‌هایی که سراسر کوچه پس کوچه ها را گرفته، آسفالت هایی که یا تخریب شده یا کوچه هایی که اصلاً سال‌هاست آسفالت نشده اند و ده ها مشکل دیگر دل پری داشت و با ابراز گلایه از مسئولینی که سال هاست این روستا را به حال خود رها کرده‌اند گفت: روستایی که بیش از 6هزار جمعیت دارد و درست در چند قدمی کلان شهر شیراز است نباید وضعیتی چنین اسفناک داشته باشد گرچه مهاجرپذیری این روستا و قیمت های پایین تر مسکن نسبت به داخل شهر موجب شده سرریز جمعیت استان و حتی دیگر استانهای همجوار در این محل سکونت یابند و همین امر موجب افزایش آسیب های اجتماعی، بزهکاری و برخی مشکلات بیشمار دیگر شده است اما به نظر می رسد کم لطفی و عدم توجه مسئولین نیز به این مشکلات دامن زده و روستا را تبدیل به مکانی محروم کرده است.

وضعیت بهداشت ، درمان و داروی، خانه بهداشت را از امیری جویا شدیم .

 

امیری می‌گوید: برای روستایی که جمعیت چندین هزار نفری دارد قطعاً باید یک مطب پزشک درمانگاه یا مکانی برای انجام امور پزشکی و درمانی اولیه وجود داشته باشد چرا که اهالی روستا مجبور هستند برای بک تزریق ساده هم به شهر شیراز مراجعه کنند و قطعاً وجود یک درمانگاه یا مطب پزشک یکی از ضرورت های حوزه درمان و سلامت این روستا است که امیدواریم با همت این گروه جهادی و گزارشی که گروه خبرنگاری شما تهیه می کند مسئولان علوم پزشکی استان و بهداشت شهرستان شیراز نگاه منصفانه تری به حوزه بهداشت و درمان و سلامت اهالی این روستا داشته باشند.

ابراهیمی بانویی که رابط خانه بهداشت بود نیز از مباحث و مسائل و مشکلات فرهنگی روستا سخن گفت، مشکلاتی که اگرچه همت بلند مسئولان را می‌طلبد اما نیاز به فرهنگ سازی در بین مردم روستا نیز دارد.

ابراهیمی بر این باور است که تا فرهنگ مردم و نگاه همکاری و تعامل بین مردم و مسئولان اصلاح نشود نه تنها در ماه فیروزان بلکه در هیچ کجای استان که از محرومیت رنج می‌برد نمی‌توان اقدامی انجام داد، امید است با همت همه جانبه مردم و مسئولان و متولیان روستا از جمله دهیاری شورا این مشکلات به زودی و به خوبی مرتفع شود.

ماه فیروزان

خانه بهداشت را به مقصد دهیاری روستا ترک کردیم تا صحبت های کشاورز دهیار روستای ماه فیروزان را نیز بشنویم و از اقدامات انجام شده یا در دست اقدام برای رفع محرومیت و مشکلات این محل مطلع شویم اما متاسفانه علی رغم تماس با وی موفق به دیدن دهیار روستا نشدیم.

هنگام خروج از روستا تابلوی تنها مدرسه ابتدایی و یا بهتر بگویم تنها مدرسه موجود در روستا توجهمان را جلب کرد، مدرسه ای که علی رغم دارا بودن بیش از ۴۰۰ دانش آموز تا مدتها در یک کانکس به آموزش دانش آموزان مشغول بوده و حالا در یک شیفت، پسران ابتدایی و در یک شیفت ،دختران ابتدایی روستا را در خود جای داده است اما اینجا تقریباً پایان تحصیلات بیشتر این دانش آموزان است چون اکثراً به لحاظ مالی در وضعیت مناسبی به سر نمی برند و قادر به رفتن به مدارس شهر و یا مراجعه به نزدیکترین روستا یعنی کفترک، نیستند.

به گفته امام جماعت مسجد این روستا، اکثر این دانش آموزان باید در پایان دوره ابتدایی با تحصیلات خداحافظی کنند و یا نان آور خانه و کمک خرج سرپرست خانوار شود و یا به دلیل نبود مدارس متوسطه اول و دوم عطای تحصیلات را به لقایش ببخشند.



حالا دیگر تقریباً تمام نقاط روستا را سر زدیم و از کم و کاستی ها و مشکلات و معضلات بیشماری که در منطقه بیداد میکرد با خبر شدیم و قطعاً این روستا تنها روستایی نیست که با چنین مشکلات و کم و کاستی هایی مواجه است بلکه ده‌ها و صدها روستا و حاشیه‌های شهر وجود دارد که به دلیل عدم توجه مسئولان، ناهماهنگی بین دستگاه‌های متولی و نبود فرهنگ مناسب بین اهالی و عدم انسجام و همدلی، سالهاست که در عمق محرومیت غوطه ورند و اکنون در چنین شرایطی یک همت بلند و نگاه جهادی می تواند چهره این مناطق را از محرومیت بزداید و روح زندگی را به مردمان روستا بازگرداند.

در آخرین لحظات عبور از جاده روستای دوباره نگاهی به تابلو نصب شده در ورودی جاده انداختم و به این فکر می کنم که این روستا نه شباهتی یه ماه دارد و نه به فیروزه .

سخن آخر خطاب به مسئولینی است که با رای همین مردم و به انتخاب به موقع اهالی چنین مناطقی، بر مسند قدرت تکیه زدند تا در وقت ضرورت و نیاز حامی و مددکار مردم باشند و با انسجام، همدلی و مدیریت جهادی محرومیت را از چهره رنگ پریده مردمانش بزدایند نه اینکه با بی توجهی نمک بر زخم هایی بپاشند که روز به روز چرکین تر و زجرآور تر می گردد؟

آقایان نماینده محترم شهرستان شیراز، فرماندار محترم، جناب آقای استاندار انقلابی استان فارس، آیا تا کنون به صورت نمادین هم که شده گذری به روستای ماه فیروزان زده اید تا ببینید محرومیت زیر گوش کلانشهر فرهنگی شیراز و شهری که لقب سومین حرم اهل بیت را از مقام معظم رهبری کسب کرده است بیداد میکند؟

 

 

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار